تبليغاتX
:: Bahari Dar Khazan - بهاری در خزان ::
 
  فجر است و سپیده حلقه بر در زده است / روز آمده، تاج لاله بر سر زده است ***** با آمدن امام در کشور ما / خورشید حقیقت زافق سر زده است  
 
 
 
»آيا نظام جمهوري اسلامي كارآمد و موفق بوده است؟
»"نه" گفتن نظام اسلامي به دو ابرقدرت شرق و غرب
»زمينه براي ظهور حضرت مهدي (عج)
»انقلاب‌ اسلامي‌ در ميان‌ انقلابهاي‌ بزرگ‌ جهان‌
»شعور تاريخي ملت ايران در شعارهاي انقلاب اسلامي
 
 
 
»جشنواره فجر انقلاب اسلامی
»ویژه نامه فجر انقلاب
»مجموعه سخنرانی های حضرت امام (ره )
»عکس های مستند انقلاب اسلامی
»قالب وبلاگ امام خمینی (ره)
»مستندات سیما درباره انقلاب اسلامی
»ویژه نامه انقلاب اسلامی در فارس نیوز
»حاشیه جشنواره تئاتر فجر تهران
 
 
مسابقه وبلاگ نویسی آموزشکده های سراسر کشور
 19:15   |  شنبه بیست و هفتم تیر 1388   |   موضوع: مسابقات وبلاگ نویسی

آموزشکده انقلاب اسلامی تهران

» برای اولین بار مسابقه وبلاگنویسی در لیست رشته های جشنواره فرهنگی، هنری آموزشکده های سراسر کشور قرار گرفت.

» وبلاگ نویسی یکی از یازده رشته برگزار شده در این دوره از مسابقات است که آزمون این مسابقه با شرکت ۴۷ بلاگر دانشجو روز ۲۸ تیرماه ۸۸ برگزار می شود.

وبلاگ مکانی است برای ابراز نظر و عقیده در فضای مجازی، که از سال های گذشته در بین نوجوانان و جوانان در جایگاه خاصی قرار داشته است.

مسابقات وبلاگ نویسی فرصتی برای کسب تجربه و آشنایی با وبلاگ نویسان برای تعامل بیشتر در فضای مجازی است.

داوری جشنواره مطابق معمول در دو بخش فنی و محتوایی و از ۱۰۰ امتیاز محاسبه می شود.

تمامی شرکت کنندگان در جشنواره وبلاگ های خود را برای روز آزمون آماده کرده اند تا ساخته خود را به معرض دید داوران قرار دهند.

استفاده از قابلیت وب، گرافیک، به روز بودن وبلاگ، استفاده از سیستم نظرخواهی، پرهیر از به کار بردن هرگونه جلوه های ویژه و عناصر زائد آزار دهنده گرافیکی، طراحی قالب با موضوع فراخوان از جمله عوامل مورد نظر داوران این مسابقه در بخش فنی است.

همچنین معرفی منابع، صحت اطلاعات، کیفیت مطالب، استفاده از شیوه نوین نگارشی، پرهیر از پر گویی و درج نظرات شخصی از شرایط داوری در بخش محتوایی این مسابقه است.

اختتامیه و اعلام برگزیدگان، ۳۰ تیر ماه در سالن آمفی تئاتر آموزشکده فنی انقلاب اسلامی تهران منعقد می باشد.

-------------------------------------------- 

پی نوشت: هدف اصلی من از ساخت وبلاگ بهاری در خزان، حمایت و پشتیبانی از رهبر و انقلاب اسلامی است و شرکت این پایگاه اینترنتی در این دوره از مسابقات معرفی آن به دیگر بلاگر های ایرانی برای مبادله اطلاعات در موضوع انقلاب است. 



      نویسنده:  دوستدار انقلاب       |      مطالب مرتبط     |    لینک ثابت     |         |
پیروزی انقلاب اسلامی
 14:36   |  سه شنبه دوم تیر 1388   |   موضوع: مقالات انقلابی

انقلاب اسلامی

از هفدهم تا 22 بهمن 57، ایران یکی از دوره های استثنایی تاریخ سیاسی جهان را گذرانید. در این ایام، دو دولت در یک مرکز و بدون هیچ گونه مرزبندی مواجه بودند. دولتی که پشتوانه و عامل مشروعیت خود را از دست داده و از قدرت نظامی محروم گشته و با انقلابی عظیم روبرو بود. و دولتی دیگر متکی به رهبری انقلاب توده های میلیونی مردم که به جای قدرت نظامی، تنها به ارتش مردم وابستگی داشت. با وسعت یافتن دامنه های انقلاب، قرار بر این شد که سران ارتش پهلوی، دست به کودتا زده و با به دست گرفتن قدرت، انقلاب مردمی را سرکوب سازند. از این رو از ساعت چهار بعداز ظهر روز 21 بهمن 57، حکومت نظامی اعلام شد.

پس از اعلان حکومت نظامی، حضرت امام خمینی (ره) اعلام کرد که مردم به حکومت نظامی اعتنایی نکنند. مردم نیز همچنان به یورش خود به مراکز دولتی و نظامی و انتظامی ادامه دادند و تقریباً تمام این مراکز با اندک درگیری و مقاومت، تسخیر شد و به دست مردم افتاد. این درگیری ها در روز بعد نیز به شدت ادامه یافت و در این روز هزاران زن و مرد و پیر و جوان، هر یک به اندازه توان خود برای سرنگونی نهایی رژیم ظلم و جور، کوشش کردند. آنها با سنگربندی در خیابان ها، سینه سپر کردن در برابر تانک ها و با فداکاری و جانفشانی، انقلاب را به پیروزی رساندند. نه فقط در تهران، بلکه در تمامی شهرهای ایران، درگیری مردم با بقایای رژیم شاه جریان داشت. هنگامی که خبر حرکت نیروهای نظامی از شهرهای مختلف ایران به سمت تهران برای سرکوب قیام مردم پخش شد، مردم شهرهای مسیر به درگیری با نیروهای نظامی پرداختند و با بستن راه، مانع حرمت آنها به سمت تهران شدند. برخی از فرماندهان رده بالای ارتش در این درگیری ها به دست مردم کشته شدند تا سرانجام، ارتش، بی طرفی خود را اعلام کرد.

روز سرنوشت فرا رسید و در 22 بهمن 1357، نظام پوسیده ستمشاهی فرو ریخت و ریشه های فاسد دودمان سیاه پهلوی از این کشور اسلامی کنده شد. مبارزه پانزده ساله ملت مسلمان ایران به رهبری امام خمینی (ره) به ثمر رسید و با سرنگونی نظام 2500 ساله شاهنشاهی، انقلاب شکوهمند اسلامی ایران پیروز گردید.

 

منبع: نویسنده وبلاگ



      نویسنده:  دوستدار انقلاب       |      مطالب مرتبط     |    لینک ثابت     |         |
سخنان امام خمینی(ع) پیرامون انقلاب و دهه فجر
 21:47   |  دوشنبه بیست و یکم اردیبهشت 1388   |   موضوع: سخنان انقلابی

سخنان انقلابی

  • پشتیبان ولایت فقیه باشید تا آسیبی به مملکت نرسد .
  • این اعجاز بزرگ قرن و این پیروزی بی نظیر و این جمهوری اسلامی محتاج به حفظ و نگهداری است .
  • انقلاب اصیل ماجلوه ای از نهضت پر عظمت حضرت رسول ا... (ص ) است .
  • خون شهیدان ، انقلاب و اسلام را بیمه کرده است .
  • پیروزی انقلاب رهین همه ملت است .
  • رمز پیروزی شما ایمان و وحدت کلمه بود .
  • پیروزی انقلاب مرهون فداکاریهای دلاورانه ملت ، خصوصاً شهیدان است .
  • انقلاب ما متکی به معنویات و خداست .
  • این انقلاب با تائیدات غیبی الهی پیروز گردید .
  • چشم دنیا به انقلاب ما معطوف است .
  • ولایت فقیه برای شما یک هدیه الهی است .
  • هرچه انقلاب اسلامی دارد از برکت مجاهدت شهدا و ایثارگران است .
  • این نعمت بزرگ الهی ( انقلاب اسلامی ) را ارزان از دست ندهید .
  • 22 بهمن بهمن در طول زندگی و برای نسلهای آینده باید سرمشق همه قرارگیرد .
  • فجر انقلاب ، دمیدن خورشید استقلال و آزادی است .
  • نهضت ایران ، نهضتی بود که خدای تبارک و تعالی در آن نقش داشت .


      نویسنده:  دوستدار انقلاب       |      مطالب مرتبط     |    لینک ثابت     |         |
اشعار/ خورشید گل کرد
 17:25   |  سه شنبه هشتم اردیبهشت 1388   |   موضوع: اشعار انقلابی

اشعار انقلابی

خورشید گل کرد

در آسمان جان ما، خورشید گل کرد

پیش از دعا ،وقت سحر ،خورشید گل کرد

چون لاله ای خونین کفن، در سینه خاک

با یاد میر کربلا،خورشید گل کرد

گل می کند از سوی مشرق،چهره روز

چون چشمه مهر و صفا،خورشید گل کرد

در مغرب شط فرات و دجله، ا ین بار

با پیک پیغام شما،خورشید گل کرد

وقتی که تیرحادثه زد بوسه بر او

در خاک سرخ نینوا،خورشید گل کرد

در دشت شب، بی روشنای کورسوئی

هنگام طوفان بلا ،خورشید گل کرد

از پشت دیوار افق ،آرام آرام

بر پهنه ارض و سما،خورشید گل کرد

از چهره پاکش، تشعشع مو ج می زد

ب ایا دآ ندیرآشنا،خورشی دگ لکر د

در ظلمت شب، با سرود هاتف عشق

در موج موج هر صدا ،خورشید گل کرد

دیگر هراسی از هجوم شب نداریم

در آسمان جان ما،خورشید گل کرد

شاعر: اکبر بهداروند



      نویسنده:  دوستدار انقلاب       |      مطالب مرتبط     |    لینک ثابت     |         |
مقاله/ چرا انقلاب هنوز پا برجاست ؟
 21:17   |  دوشنبه بیست و چهارم فروردین 1388   |   موضوع: مقالات انقلابی

مقالات انقلابی

  • چرا انقلاب اسلامي ايران هنوز پابرجاست؟ چه عواملي اين پايداري را تقويت مي كند؟

پيروزي انقلاب اسلامي سرآغاز تحولات گسترده عميق و فزاينده در ايران و بسياري از كشورهاي جهان شد اين حادثه بزرگ قرن، بسياري از معاملات سياسي جهان و منطقه را به نفع مستضعفان تغيير داد و موج حركت‌هاي آزادي‌بخش و استكبارزدايي سراسر جهان را موجب شد پيروزي انقلاب اسلامي موجب درهم شكسته شدن هيمنه استكبار جهاني گشته و ثابت كرد چگونه بسياري از ناممكن‌ها با ارادة جمعي يك ملت و با توكّل به خداوند متعال ممكن شده و يك رژيم تا دندان مسلّح و برخوردار از حمايت‌هاي همه جانبه قدرت‌هاي بزرگ با دست خالي مردم به زانو در آمده، انقلاب اسلامي موجب مجد و عظمت اسلام و احياي هويت ديني امت اسلامي و منشأ رشد معنويت‌گرايي شد.

 تأثيرات انقلاب اسلامي ايران با گذشت ربع قرن از حيات پربركت آن به گونه‌اي است كه نيكسون رئيس جمهور آمريكا معتقد بود جهان اسلام در قرن بيست و يكم يكي از مهم‌ترين ميدان هاي زورآزمايي سياست خارجي آمريكاست». [1]

عواملي كه با وجود دشمني‌ها و كينه‌توزيهاي دشمنان انقلاب سبب تداوم پيروزي انقلاب اسلامي شده را بايد در ويژگي‌هاي خاص انقلاب اسلامي ايران جستجو نمود كه عمده‌ترين آنها از اين قرار است:

1. اسلامي بودن انقلاب و تكيه بر مذهب: تكيه بر ارزشهاي ديني و پي‌اندازي حكومتي برخاسته از متن دين و سازگار با آرماني‌ترين اهداف و انتظارات بشر، از اساسي‌ترين ويژگي‌هاي انقلاب اسلامي است كه عامل اصلي انقلاب اسلامي محسوب مي‌شود؛ مرحوم امام مي فرمايند: «اسلام و حكومت اسلامي پديدة الهي است كه با به كار بستن آن سعادت فرزندان خود را در دنيا و آخرت به بالاترين درجه تأمين مي‌كند و قدرت آن دارد كه قلم سرخ به ستمگريها و چپاولگريها و فسادها و تجاوزها بكشد و انسانها را به كمال مطلوب خود برساند.» [2]

بنابراين انقلاب اسلامي تا وقتي در خط صحيح اسلام ناب با دقت حركت كند و مردم روحية دفاع از اسلام و ارزش‌هاي اسلامي را زنده نگه دارند، هيچ قدرتي نمي‌تواند نظام جمهوري اسلامي را از حركت به سمت هدفهاي خود باز دارد. از جلوه‌هاي اسلامي بودن انقلاب اسلامي اين است كه مشروعيت حكومت برخاسته از اراده خداوند است «زيرا اساساً هيچ‌گونه ولايتي جز با انتساب به اذن الهي، مشروعيت نمي‌يابد، هر چند همراه با مقبوليت باشد.» [3] و اين مشروعيت الهي حكومت، حقانيت حكومت و حاكم اسلامي را در گرو پايبندي به موازين اسلامي قرار مي‌دهد و نه خواست مردم هر چند حكومت اسلامي براي تحقق عيني و فعليت بخشيدن به احكام ديني پذيرش مردم را لازم دارد و بايد اسباب و عوامل رضايت مشروع مردم را فراهم كند.

بنابراين پيروزي انقلاب اسلامي پابرجاست چون مشروعيت حكومت از ناحيه خداوند است و اين مشروعيت تا زماني كه پايبندي به موازين اسلامي و الهي باقي باشد، پابرجاست.

2 . مردمي بودن انقلاب: از خصوصيات انقلاب اسلامي ايران اين است كه با خواست و اراده مردم همراه است «قيام جمعيتي بزرگ و يكدل و يك جان با حركتي پر تلاش و هدفدار و هماهنگ روي خط رهبري مكتبي، در اوج پاكي و صفا و ايثار، ذوب شده در اسلام و رهبر، يكي از خصائص ممتاز انقلاب اسلامي است كه تاريخ آن را كمتر بخود ديده است.» [4]

مقام معظم رهبري مي فرمايند: انقلاب اسلامي دو خصوصيت استثنايي داشت يك خصوصيت اينكه مبناي اين انقلاب ارزشهاي ديني و اخلاقي و معنوي بود و خصوصيت ديگر اين بود كه انقلاب بر پايه اراده و خواست مردم در تشكيل و ادارة حكومت باقي ماند» [5]

 3 . رهبري صادقانه و حكيمانه: بي‌شك صداقت، صراحت، شجاعت، سازش ناپذيري، از جان گذشتگي، صلابت و قاطعيت، ‌عشق به اسلام، مقام عرفاني، وارستگي، ‌شخصيت والاي علمي و فقاهتي و سادگي معني‌دار زندگي امام در ارائه الگوي رهبري مؤثر بوده است، ولي آنچه كه مهمتر از اين شاخصهاي برجسته، امام را به عنوان اسوه قرار داده و به وي نقشي برتر از يك رهبر انقلاب بخشيده اين است كه «نداي امام از قلب فرهنگ و از اعماق تاريخ و از ژرفاي روح اين ملت برمي‌خاست، مردمي كه در طول چهارده قرن حماسه محمد‌ ـ صلي الله عليه و آله ـ ، علي ـ عليه السلام ـ زهرا ـ سلام الله عليها ـ ،حسن ـ عليه السلام ـ ، حسين ـ عليه السلام ـ ، زينب ـ سلام الله عليها ـ ، سلمان و ابوذر .... و صدها هزار شخصيت اسلامي ديگر را شنيده بود، بار ديگر همان نداي آشنا را از حلقوم اين مرد شنيدند او را آئينة تمام نماي فرهنگ و هويت اسلامي خود كه تحقير شده بود ديدند.» [6]

پس رهبري انقلاب اسلامي در چارچوب ولايت فقيه كه تداوم امامت است از عوامل مهم پيروزي و تدام موفقيت انقلاب اسلامي محسوب مي‌شود، لذا بايد گفت «اصل ولايت فقيه و پيوستن همه راه‌هاي اصلي نظام به مركز ولايت، نقطة درخشان نظام اسلامي است اين اصل همان ذخيره پايان‌ناپذيري است كه بايد مشكلات نظام جمهوري اسلامي را در حساس‌ترين لحظات و خطرناك‌ترين گردنه‌هاي مسير پر خطر جمهوري اسلامي حل كند و گره‌هاي ناگشودني را بگشايد.» [7]

در واقع «يك انقلاب در حد كمال مطلوب سه ركن اساسي دارد كه عبارت است از: برخورداري از يك ايدئولوژي و مكتب پويا و انقلابي، مشاركت گسترده، فعالانه و ايثارگرانه مردم از همه طبقات، ظهور و نهادينه شدن رهبري مورد قبول عموم مردم با ويژگي‌هاي شخصي همچون نبوغ، اقتدار، صلابت و جسارت در تصميم‌گيري، انقلاب اسلامي در هر سه ركن از تماميت و عظمت بي‌نظيري برخوردار بوده است. حفظ ويژگي‌هاي اين سه ركن اساسي اقتدار نظام و انقلاب، مي‌تواند هم‌چنان عامل تداوم و توسعه آن گردد و هر نوع آسيبي كه به اين سه ركن وارد آيد موجبات زوال تدريجي و انحطاط انقلاب را فراهم خواهد كرد.»   [8]

4 . اهداف بلند انقلاب اسلامي و تكيه بر نيازهاي واقعي و فطري مردم: انقلاب اسلامي در همه‌ ابعاد فردي و اجتماعي، داخلي و خارجي، سياسي و اقتصادي و فرهنگي اهداف بسيار بلندي براي حكومت ترسيم نموده است كه اين اهداف مأخوذ از قرآن و سنت بود و در شعارهاي مردم تجلي يافته بود استقلال، آزادي، جمهوري اسلامي، حاكميت ارزش‌هاي الهي و نفي سلطه شرق و غرب، عدالت اجتماعي و... انقلاب اسلامي با تكيه بر نيازهاي فطري واقعي مردم اهداف بلند نظام را در اصل سوم قانون اساسي در طي شانزده بند تبيين نموده كه به راستي هر بيننده‌اي را مجذوب جامعيت خويش مي‌سازد كه به كار بستن اين اهداف تضمين‌كننده سعادت نسل حاضر و تمامي نسل‌هاي آينده خواهد بود، لذا مقام معظم رهبري مي فرمايند: «اگر يك حركت تاريخي همچون انقلاب اسلامي شعارهايش بر نيازهاي ذاتي انسان نظير عدالت‌خواهي، استقلال، آزادي واقعي، مبارزه با فقر، فساد و تبعيض و دفاع از مظلوم مبتني باشد، به شرط آن كه مسئولان و مردم به وظايف خود عمل كنند؛ هيچ‌گاه پير نخواهد شد و همواره جوان و پويا و پرنشاط خواهد بود.» [9]

 ۵ . دستاوردهاي بزرگ انقلاب اسلامي و جلوه‌هاي كارآمدي نظام جمهوري اسلامي: دستاوردهاي عظيم انقلاب اسلامي براي اسلام و مسلمين در داخل كشور و خارج از كشور بي‌نظير بوده است.

سرنگوني نظام شاهنشاهي و استمرار نظام جمهوري اسلامي، استقلال و تحمّل در اصول و رفتارهاي سياست خارجي، احياي اسلام و آوردن مذهب به متن زندگي مردم و بازگرداندن اسلام به صحنة جهان،‌ دفاع از حقوق همه مسلمانان و بيداري و آگاهي بخشيدن به آنان، آشكار شدن ابعاد سياسي اجتماعي، فرهنگي، اقتصادي و حكومتي اسلام راستين و توانائي‌ها و جامعيت مذهب شيعه و از بين بردن خودباختگي و ايجاد روحيه خودباوري در ملت ايران و مسلمانان جهان، شكستن هيمنه و ابهت قدرتهاي بزرگ و ... نمونه‌‌ها و بخشي از سرفصلها و عناوين مهم دستاوردهاي انقلاب اسلامي است همچنين مقايسه‌اي اجمالي بين وضعيت اقتصادي، فرهنگي، اجتماعي و سياسي قبل از انقلاب با پس از پيروزي انقلاب؛ گواه كارآمدي نظام جمهوري اسلامي و پيشرفت سريع انقلاب، علي‌رغم برخي كاستي‌ها و مشكلات اقتصادي و اجتماعي است.

تصوّر درست دستاوردهاي انقلاب و كارآمدي انقلاب اسلامي ضرورت تداوم انقلاب را تصديق مي كند و بررسي شناخت و احساس‌ كارآمدي نظام اسلامي اقبال بيشتر به سوي انقلاب، عشق و علاقه، دلبستگي و وابستگي به انقلاب را پديد مي‌آورد.

پس درك دستاوردهاي انقلاب، درك ارزش و اهميت انقلاب، تبيين كارآمدي نظام و كارهاي بزرگي كه انجام شده، اميدواري به آيندة روشن، آمادگي براي قدرداني و شكر نعمت انقلاب را با كوشش در راه تداوم آن به همراه دارد.

6 . وحدت ملي، از عوامل مهم پيروزي انقلاب اسلامي وحدت و يكپارچگي مردم بود كه در ساير انقلاب‌ها كمتر ديده مي‌شود و اسلام تنها چيزي بود كه اين يكپارچگي را بوجود آورد و جز اين اگر شعار و شعور ديگر حاكم بود بي‌شك به اين وحدت لطمه وارد مي‌آورد و به اختلاف نظر مي‌كشاند، به دليل اسلامي بودن نهضت بود كه همه گروه‌هاي مختلف در يك مسير و يك صف قرار گرفتند.

همين عامل پيروزي، عامل تداوم آن نيز هست، يكپارچگي و وحدت مردم در صحنه و تأكيد بر پياده شدن ارزشها و معيارهاي اسلامي و تبعيت از رهبري: عاملي است كه سبب پويائي و كارآمدي نظام و تداوم آن خواهد شد.

مرحوم امام در وصيت‌نامه الهي سياسي خويش چنين مي فرمايند: «بي‌ترديد رمز بقاء انقلاب اسلامي همان رمز پيروزي است و رمز پيروزي را ملت مي‌داند و نسل هاي آينده در تاريخ خواهند خواند كه دو ركن اصلي آن انگيزه الهي و مقصد عالي حكومت اسلامي و اجتماع ملت در سراسر كشور با وحدت كلمه براي همان انگيزه و مقصد... توصيه اينجانب به مسلمين و خصوص ايرانيان به ويژه در عصر حاضر آن است كه در مقابل اين توطئه‌ها عكس‌العمل‌ نشان داده و به انسجام و وحدت خود به هر راه ممكن افزايش دهند و كفار و منافقان را مأيوس نمايند.». [10]

بنابراين انقلاب اسلامي و پيروزي آن پابرجاست، زيرا انقلاب اسلامي نظامي است اسلامي، ديني و مردمي، داراي رهبري شايسته كه بر تأمين نيازهاي واقعي مردم همت گماشته و اهداف بلندي را فراروي خود قرار داده و با وحدت كلمه و انسجام ملي به سمت دستيابي به اين اهداف حركت مي‌كند و در اين راه دستاوردهاي بزرگي در داخل و خارج كشور به دست آورده و به موفقيت‌هاي چشمگيري دست يافته؛ كه البته راه طولاني تا رسيدن به نقطه آرماني و تحقق كامل اهداف انقلاب اسلامي پيش رو داريم كه انشاء الله با مدد الهي و همت مسئولين نظام و مردم غيرتمند كشور مشكلات برطرف شده و وصول به اين اهداف ممكن خواهد شد معرفي منابع جهت مطالعه بيشتر:

1. شهيد مطهري(ره)، پيرامون انقلاب اسلامي، انتشارات صدرا، 1368.

 2. ويژگي‌هاي انقلاب اسلامي در آينه نگاه مقام معظم رهبري، تهران، مؤسسه فرهنگي قدر ولايت، 1380.

3. منوچهري محمدي، انقلاب اسلامي زمينه‌ها و پيامدها، نشر معارف 80، ص 279 تا 292.

 ۴. جمعي از نويسندگان، انقلاب اسلامي و چرايي و چگونگي رخداد آن، نشر معارف 1377، ص 199 تا 214.

--------------------------------------------------------

[1]. ريچارد نيكسون، فرصت را از دست ندهيد، ترجمه حسين وقسي نژاد، انتشارات طرح نو، 1371،‌ص 256. [2]. صحيفه نور، ج 21، ص 176. [3]. مصباح يزدي، محمدتقي، كتاب نقد، شماره 7، ص 168. [4]. عميد زنجاني، عباسعلي، گزيدة انقلاب اسلامي و ريشه‌هاي آن، تهران، كتاب طوبي، 1376، ص 18. [5]. حديث ولايت، ج 3، ص 249 و 250. [6]. مطهري، مرتضي، پيرامن انقلاب اسلامي، انتشارات صدرا، 1368، ص 119. [7]. حديث ولايت، ج 3، ص 136. [8]. محمدي، منوچهر، انقلاب اسلامي زمينه‌ها و پيامدها، انتشارات معارف، 1380، ص 282. [9]. روزنامه جمهوري اسلامي، 19/5/81. [10]. صحيفه نور، ج 21، ص 176 و 177.



      نویسنده:  دوستدار انقلاب       |      مطالب مرتبط     |    لینک ثابت     |         |
قالب وبلاگ شماره1 (قالبی با نام امام روح الله)
 23:56   |  چهارشنبه هفتم اسفند 1387   |   موضوع: قالب وبلاگ انقلابی



      نویسنده:  دوستدار انقلاب       |      مطالب مرتبط     |    لینک ثابت     |         |
سخنان رهبر انقلاب پیرامون انقلاب و دهه فجر
 21:47   |  یکشنبه بیست و هفتم بهمن 1387   |   موضوع: سخنان انقلابی

سخنان انقلابی

  • در انقلاب ما باید مکتب ، قرآن ، اسلام، وحدت و امامت حفظ شود .
  • دهه فجر مقطع رهایی ملت ایران است .
  • زنده نگه داشتن یاد شهدای انقلاب باعث تداوم حرکت انقلاب است .
  • دهه فجر آئینه ای است که خورشید اسلام در آن درخشید و به ما منعکس شد .
  • انقلاب اسلامی با اتکاء به قدرت مردم ، آسیب ناپذیر است .
  • این انقلاب ، بی نام خمینی (ره ) در هیچ جای جهان شناخته شده نیست .  
  • مسئولان را به برنامه ریزی و عمل در عرصه خدمت به مردم ، و مردم را به مطالبه نهضت خدمت رسانی از مسئولان توصیه می‌کنم .
  • ملت ما باید قدرت و عظمتی را که در سایه اسلام و وحدت و مجاهدت به آورده حفظ کند .
  • وحدت ، کلید موفقیت و رمز پیروزی انقلاب ما بوده است .
  • حفظ حیثیت و آبروی انقلاب اسلامی و نظام ، امروز بر همه واجب است .
  • خط انقلاب ، خط عظمت اسلام و مسلمین و دفاع از مظلومین و مستضعفین است . 
  • ما میراث بزرگ امام خمینی (ره ) و همه ارزشها و اصول آن را حفظ خواهیم کرد .
  • جمهوری اسلامی متکی به یک ملت مؤمن ، سرافراز ، اصیل و ریشه دار است .
  • دهه فجر ، دهه تجدید قوای نیروهای انقلابی و تجدید میثاق ملت با انقلاب است .
  • دهه فجر عیدی است که یک تاریخ سر تا پا ظلم و طغیان را قطع کرد .
  • دهه فجر  مظهر شکوه و عظمت و فداکاری ملت ایران است .
  • ۲2 بهمن  برای ما روز بازیابی خاطره انقلاب است .
  • انقلاب ما براساس یک ایمان بود .
  • انقلاب و نهضت امام (ره ) برای حاکمیت اسلام بود .
  • از ارزشهای انقلاب و دستاوردهای انقلاب باید همه ، زن و مرد و پیر و جوان دفاع کنند .
  • پیروزی انقلاب اسلامی در ایران سرآغاز حاکمیت ارزشهای معنوی بوده است .  
  • نظام جمهوری اسلامی محصول تلاش عظیم اسلامی و فعال شدن آتشفشانی که پایه های استکبار را به لرزه درآورد .
  • وحدت کلمه و حضور خود را در صحنه حفظ کنید و یاد امام و انقلاب را زنده نگه دارید .
  • همه موفقیتهای دوران مبارزات و پس از پیروزی مرهون هوشیاری و صبر انقلابی و حضور دائمی شما در صحنه است .
  • کشور متعلق به ملت است و ملت با همه وجود از آن و از استقلال و عزت خود دفاع خواهد کرد .
  • انقلاب بزرگ ما درمیان همه خصومتها ، راه دشوار خود را با اقتدار و صلابت طی کرد .
  • ملت ایران با وحدت کلمه و با تمسک به اسلام و رهبری شجاعانه و حکیمانه مردمی الهی و دین شناسی بزرگ و مؤمن و صالح «امام خمینی (ره ) » نظام جمهوری اسلامی را بر سرکار آورد .
  • ملت ایران با الهام از هدایتهای امام راحل با ایمان و اراده و هوشیاری خود گردنه های دشوار را پشت سر گذاشت و به موفقیتهای درخشان دست یافت .
  • امام بزرگوار ما با ارائه مکتب سیاسی اسلام ، خط بطلان برهمه تلاشهای فرهنگی و سیاسی دشمنان اسلام در طول یک قرن و نیم گذشته کشید.
  • 22 بهمن  روز تجدید عهد با انقلاب ،‌امام و اسلام است .
  • آمریکا منفورترین رژیم درمیان مسلمانان است .
  • ملت ایران پس از سالها تحقیر و ذلت در دوران رژیم وابسته پهلوی ، طعم عزت را در سایه نظام اسلامی چشیده است .
  • هیچ چیز بیشتر ازخدمت صادقانه ، پیگیر و عالمانه مسئولان ، مردم را خوشحال نمی‌‌کند .
  • ما می خواهیم اختیار این ملت و کشور دست خود این ملت باشد ، نه دست آمریکا و مستکبران بین المللی ما استقلال را ارزان به دست نیاورده ایم ، می‌خواهیم آن را حفظ کنیم .


      نویسنده:  دوستدار انقلاب       |      مطالب مرتبط     |    لینک ثابت     |         |
مقاله/ آيا نظام جمهوري اسلامي كارآمد و موفق بوده است؟
 21:0   |  جمعه هجدهم بهمن 1387   |   موضوع: مقالات انقلابی

مقالات انقلابی

  • آيا نظام جمهوري اسلامي كارآمد و موفق بوده است؟


از مباحث بسيار مهم و بحث‌انگيز در انديشة سياسي، بحث كارآمدي[1] نظام سياسي اسلامي است.

اين بحث از آن رو اهميت فوق العاده يافته و مي‌يابد كه به جنبه‌هاي عيني و عملي موفقيت يك نظام در تحقق اهداف و برنامه‌هايش و وضعيت مادي و معنوي مردم نظر دارد.

 با اذعان به اين مطلب كه مباحث، چالش‌ها و پرسش‌هاي نظري به لحاظ مبنايي بر مباحث، چالش‌ها و پرسشهاي عملي تقدم دارند، اما در نگاه عموم اين پرسش كه يك نظام سياسي چه مقدار در عمل كارآمد است، پرسشي جدّي‌تر و عيني‌تر مي‌نمايد.

هر چند پرسش از كارآمدي نظام سياسي اسلام از بدو تأسيس نظام جمهوري اسلامي ايران، و حتّي پيش از آن، از دغدغه‌ها و پرسش‌هاي مطرح در ميان برخي نخبگان داخلي و خارجي بود،[2] اما اينك پس از گذشت بيش از دو دهه از حاكميت اين نظام و پيدايش چالش‌ها و موانع كوچك و بزرگ و جريان‌هاي فكري دگرانديش در برابر آن، به ويژه در چند سال اخير، به نظر مي‌رسد اين پرسش به جدي‌ترين و مهم‌ترين، پرسش نظام جمهوري اسلامي تبديل شده است.

اين در حالي است كه توجه دادن به اين مطلب همواره يكي از محورهاي اصلي در بيانات معمار بزرگ انقلاب حضرت امام خميني (ره) [3] و مقام معظم رهبري بوده است. در اين گفتار تلاش شده تا به اختصار با ارائه توصيفي واقع گرايانه از اهداف، امكانات و موانع جمهوري اسلامي ايران، راه براي ارزيابي كارآمدي اين نظام هموارتر و فضاي حاكم بر اين بحث شفاف‌تر گردد.

اما ابتدا لازم است دربارة برخي مفاهيم و مباحث كليدي، نظير مفهوم كارآمدي و نسبت آن با مشروعيت، توضيحاتي ارائه شود: 

 1. تعريف كارآمدي دربارة كارآمدي تعاريف متعددي بيان شده است. [4] اما آنچه از مجموع اين تعاريف به دست مي‌آيد و به نظر مي‌رسد كه به صحت قرين باشد اين است كه: كارآمدي يعني «موفقيت در تحقق اهداف با توجه به امكانات[5] و موانع». از اين رو كارآمدي هر پديده بر اساس سه شاخصة اهداف، امكانات و موانع آن پديده مشخص مي‌گردد.

هر قدر پديده‌اي[6] با توجه به سه شاخصة مذكور در تحقق اهدافش موفق باشد به همان مقدار كارآمد است. چنين تعريفي از كارآمدي، ‌تعريفي پراگماتيستي نيست، زيرا در تعاريف پراگماتيستي صرفاً سود و فايدة عملي فارغ از هرگونه جهت‌گيري ارزشي، معيار است.

 حال آن كه بر اساس اين تعريف، همان گونه كه خواهيم ديد، مؤلفه‌هاي ارزشي و كيفي از بالاترين مقدار اهميت برخوردارند. همچنين اين تعريف با نظرية بسيار مشهور در باب كارآمدي با نام «تئوري توفيق» [7] متفاوت است.

زيرا اولاً؛ طبق تئوري توفيق فقط «اهداف ذاتي» ملاك هستند، نه اهداف تبعي و ارزيابي كارآمدي هر سازمان تنها بايد براساس سنجش موفقيت نهايي آن سازمان در تحقق اهداف ذاتي‌اش مشخص شود. ثانيا؛ از آنجا كه در اين نظريه تنها تحقق اهداف مهم است، ابزار و روش تحقق آن مهم نيست و تفاوتي نمي‌كند و از هر وسيله‌اي مي‌توان براي رسيدن به اهداف استفاده كرد.

اما همان گونه كه خواهيم ديد بر اساس تعريف ارائه شده هر چند ميان اهداف اصلي، ذاتي، نهايي،كمي و كيفي تفاوت است، اما در سنجش كارآمدي هر يك از اين اهداف ارزش و سهم خاص خود را دارا مي‌باشد، افزون بر اين، نظام ارزشي كه تعيين كننده اهداف است، اجازه نمي‌دهد از هر وسيله‌اي براي دستيابي به هدف استفاده شود. همچنين در نظرية توفيق به تأثير امكانات و موانع در راه رسيدن به اهداف توجّهي نشده است.

با توجه به تعريف كارآمدي چند نكتة اساسي به شرح ذيل قابل بيان است:

1ـ1. كارآمدي امري نسبي است اگر به نوع پرسش‌هايي كه دربارة كارآمدي پديده‌هاي گوناگون مطرح مي‌شود دقت كنيم، ‌در مي‌يابيم كه گويا در تلقي افراد، كارآمدي امري مطلق است. اما آيا واقعاً چنين است؟ پاسخ اين پرسش گرچه به لحاظ نظري مشكل نيست، توجه به آن مي‌تواند در فهم، قضاوت و ارزيابي در باب كارآمدي مفيد باشد. از آن جا كه هر پديده اهداف، امكانات و موانع خاص خود را دارد به راحتي مي‌توان دريافت كه كارآمدي امر نسبي است و كارآمدي هر پديده مخصوص خود آن است. از اين گذشته با توجه به اين كه اهداف، امكانات و موانع يك پديدة خاص نيز مي‌تواند تغيير كند، كارآمدي هر پديده خاص در حالات و شرايط گوناگون متفاوت است. اهميت توجه به اين نكته آن گاه روشن‌تر مي‌گردد كه بخواهيم دربارة كارآمدي پديده‌هاي زمانمند داوري كنيم. براي مثال يك نظام سياسي امري زمانمند و داراي مراحل است كه در زمانهاي مختلف مي‌تواند از امكانات و موانع و اهداف متفاوت برخوردار باشد. از اين رو كارآمدي نظام سياسي را بايد در شرايط و مراحل گوناگون، جايگزيني،[8] استقرار،[9] تثبيت اوليه،[10] گذار،[11] و ثبات،[12] جداگانه بررسي و ارزيابي كرد. البته كارآمدي كل برابر است با حاصل جمع (جبري) كارآمدي‌هاي مراحل گوناگون.

 2ـ1. كارآمدي جزء ـ كل در مقام ارزيابي كارآمدي يك پديدة مركب، نظير نظام سياسي، آيا مي‌توان بر اساس كارآمدي يا ناكارآمدي يك جزء، آن پديده را كارآمد يا ناكارآمد دانست؟ براي مثال آيا مي‌توان به دليل كارآمدي يا ناكارآمدي يكي از قواي سه گانه يك حكومت آن حكومت را كارآمد يا ناكارآمد دانست؟ دربارة يك دانشكده يا يك مدرسه با توجه به زير مجموعه‌هاي آنها چه طور؟ بر اساس تعريف كارآمدي، به لحاظ منطقي پاسخ اين پرسشها منفي است. زيرا كارآمدي يك پديده مركب امري است مجموعي كه از حاصل جمع (جبري) كارآمدي اجزاء به دست مي‌آيد. توجه به اين نكته مي‌تواند راه را بر برخي مغالطات در باب ارزيابي كارآمدي نظام‌هاي سياسي، از جمله نظام سياسي جمهوري اسلامي ايران، مسدود كند. بارها ديده شده است كه برخي نويسندگان از كارآمدي يكي از اجزاي نظام سياسي ليبرال، كارآمدي كل اين نظام را نتيجه گرفته‌اند و برعكس از ناكارآمدي يكي از اجزاء نظام سياسي جمهوري اسلامي ايران، ناكارآمدي كل اين نظام را استنتاج كرده‌اند. اين كار كه همان سرايت دادن حكم جزء به كل است چيزي جز مغالطة مشهور به مغالطة جزء و كل نيست. [13] گاهي برخي اجزاء يك پديدة مركب از چنان اهميت و جايگاهي برخوردارند كه در تلقي عرفي و عمومي صحت و درستي يا عيب و نادرستي، كارآمدي يا ناكارآمدي آن جزء با كارآمدي يا ناكارآمدي كل برابر به حساب مي‌آيد. با معرفي برخي مصاديق اين مطلب دربارة پيامدهاي اين تلقي عرفي بحث كنيد.

 3ـ1. كارآمدي ـ ارزش اهداف همان گونه كه پديده‌هاي گوناگون مي‌توانند داراي اهداف متفاوت باشند، يك پديده خاص نيز ممكن است چند نوع هدف داشته باشد. برخي اهداف كيفي‌اند و برخي كمّي، برخي اهداف ذاتي‌اند و برخي غيرذاتي، برخي اهداف غايي‌اند و برخي غيرغايي. در صورتي كه يك پديده داراي اهداف متنوع باشد، در برآورد كارآمدي آن بايد به تفاوت ميان آنها و سهم و ارزش هر يك توجه شود. دليل تفاوت اهداف، به نوع ارزش آنها باز مي‌گردد. اگر ارزش يك هدف ارزشي ذاتي باشد، آن هدف به هدفي ذاتي تبديل، و اگر ارزش يك هدف ارزشي غير ذاتي (تبعي) باشد آن هدف به هدفي غيرذاتي تبديل خواهد شد. [14] از اين رو بايد گفت كه نظام ارزشي تعيين كننده اهداف است.

يادآوري: مفهوم ارزش كاربردهاي گوناگون دارد. در مجموع مي‌توان گفت ارزش يعني مطلوبيت. از اين رو اگر پديده‌اي به خودي خود مطلوب باشد داراي ارزش ذاتي است؛ و اگر به خودي خود مطلوب نباشد، بلكه از آن جهت مطلوب است كه سبب دست‌يابي به مطلوب ديگر است، ارزش آن پديده غيرذاتي (تبعي) خواهد بود. نكتة در خور توجه آن است كه نظام ارزشي به طور عام، خود تابعي از نظام جهان شناسي است. از اين رو مقدار ارزش اهداف هر نظام، ‌از جمله نظام سياسي، تابع نظام جهان شناسي آن است.

 براي مثال در نظام سياسي مادي‌گرايانه كه بر جهان بيني مادّي بنا شده است، ارزش‌هاي مادي[15] و دنيايي بر ارزش‌هاي غيرمادي و معنوي،[16] رجحان دارند. (البته، اگر اساساً اين گونه نظامها داراي ارزشهاي معنوي باشند). يا از نگاه يك نظام سياسي مبتني بر اصالت انسان و اصالت سود،[17] مانند ليبراليسم، ارزش سود، رفاه و امنيت مادي انسان بر هر ارزش ديگري برتري دارد. [18] از اين رو، كارآمدي را با مقدار سود، رفاه و امنيت مادي برابر مي‌گيرند و هر نظام سياسي و حكومتي كه نتواند اين سه هدف را تأمين كند، نظامي ناكارآمد خواهد بود. در مقابل، نظام‌هاي سياسي الهي كه بر پايه‌هاي جهان‌بيني ديني قرار يافته‌اند، به ارزشهاي معنوي بيش از ارزشهاي مادّي بها مي‌دهند.

 از اين رو، در تعيين مقداري كارآمدي اين گونه نظام‌ها مقدار تحقق اهداف معنوي از اهميت بيشتري برخوردارند، تا آن جا كه گاه تحقق اين نوع اهداف عدم تحقق برخي اهداف مادي را جبران مي‌كند. روشن است كه بر پاية آموزه‌هاي نظام الهي آن دسته از نظام‌هايي كه دغدغة اهداف معنوي را ندارند و به ارزشهاي ديني و اخلاقي بي‌اعتنا يا كم ‌اعتنا هستند، نظام‌هايي ناكارآمد خواهند بود، هر چند كه در تحقق اهداف مادي موفق باشند. از آنچه گذشت روشن مي‌شود كه كارآمدي هر نظام با توجه به جهان بيني و نظام ارزشي آن مشخص مي‌گردد. [19] زيرا شاخصة «اهداف» كه تعيين كننده‌ترين شاخصة كارآمدي است از جهان بيني و نظام ارزشي اخذ مي‌شوند. اما اين تنها اهداف نيستند كه از نظام ارزشي اخذ مي‌شوند، بلكه نظام ارزشي به طور مستقيم يا غيرمستقيم، دست كم، بر برخي امكانات و موانع تأثيرگذار است. براي مثال نظام ارزشي توحيدي، توافق، همياري و همدلي با كفار و مشركان معاند، صورتي كه با اساس نظام توحيدي و اهداف آن در تعارض باشد، جائز نمي‌شمارد. [20] نيز در چنين نظامي نمي‌توان از هر وسيله‌اي به مثابه امكان و ابزار رسيدن به اهداف سود جست. نظام ارزشي توحيدي، حمايت از مظلومان و كمك به آنان را از اهداف بسيار مهم خود مي‌داند، هر چند كه چنين حمايتي به مستمسكي قويّ براي دشمني دشمنان تبديل شود و از اين رهگذر موانعي جدّي و بزرگ براي نظام توحيدي پديد آيد. [21] نتيجه بسيار مهم اين قسمت اين است كه هرگونه تغيير در نظام ارزشي مي‌تواند بر كارآمدي تأثير گذارد.

بحث از مكانيزم تغييردر نظام ارزشي نيازمند بخشي مستقل است. اما آنچه در اينجا به اجمال بايد گفت اين است كه نظام ارزشي، دست كم، ‌به پنج صورت، مي‌تواند بر نظر و عمل فاعل (فرد، گروه، سازمان، حكومت) تأثير گذارد:

 1. هدف‌گذاري؛ 2. تعيين روش، ابزار؛ 3. هنجار آفريني؛ 4. نياز آفريني؛ 5. رفتار و عمل.

براي مثال اگر در جامعه‌اي تجمل و مَدرك تبديل به ارزش شود، از آنجا كه مردم به طور طبيعي خواهان احترام و در پي كسب آن چيزي هستند كه با ارزش مي‌دانند، در آنان احساس نياز به تجمل و مدرك پديد مي‌آيد. اين نياز و تقاضا علاوه بر آن كه بر هدف‌گذاري، ‌تصميم گيري، روش و رفتار آنان تأثير مي‌گذارد، مقتضي تغيير اهداف، روش‌هاي كلان جامعه و در نتيجه تغيير كارآمدي آن است. [22] در يك تقسيم بندي كلي مي‌توان امكانات لازم براي كارآمدي را به دو دستة مادي و غيرمادي تقسيم نمود.

 1ـ3. امكانات طبيعي و مادي مراد از امكانات مادي همة مؤلفه‌ها و عناصري است كه به طور طبيعي در اختيار يك نظام قرار دارد. منابع طبيعي، موقعيت جغرافياي سياسي، وضعيت آب و هوايي، خاك‌، زمين، منابع آبي، منابع زيرزميني و روزميني، ضريب هوشي و استعدادي طبيعي، و نظاير آن.

2ـ3. امكانات غير مادي. براي آن كه يك نظام كارآمد باشد، افزون بر امكانات مادي و نبودن موانع، به مجموعه‌اي از امكانات غيرمادي نيازمند است. امكانات غيرمادي طيفي گسترده را شامل مي‌شود كه در اينجا به برخي از اهم آنها اشاره مي‌شود. مباني انديشه‌اي (جهان بيني و نظام ارزشي)، مشروعيت، مجموعة قوانين و مقررات صحيح و متناسب (قانون اساسي، قوانين عادي، ‌مقررات،...) ساختار، تشكيلات، طراحي، برنامه‌ريزي، نيروي انساني متعهد و متخصص، مديريت، ‌نظارت و كنترل، بستر مناسب سياسي، اقتصادي، اجتماعي، فرهنگي داخلي و خارجي و... .

 4. موانع موانع كارآمدي يك نظام نيز به دو دسته كلي تقسيم پذير است:

 1ـ4. موانع داخلي كمبود يا فقدان هر يك از امكانات مادي و غير مادي خود مانعي بر سر راه تحقق اهداف يك نظام به حساب مي‌آيد. افزون بر اين،

الف) افزايش تقاضاي خدمات (براي مثال در اثرافزايش زاد و ولد، پناهندگان خارجي)،

ب) افزايش آستانه رضايتمندي (براي مثال در اثر ارتقاء سطح آگاهي، ‌رفاه، تغييرات ارزشي، تبليغات، ...)

ج) تحولات ناموزون و غيرمناسب سياسي، فرهنگي، اجتماعي

د) ميراث‌هاي منفي و مخرب علمي، اقتصادي، اجتماعي، سياسي، هـ) گروه‌هاي بي‌تفاوت، مخالف و معاند داخلي

و) اشتباهات و انحرافات مسئولان، مديران و كارگزاران، ... از جمله موانع داخلي هستند.

2ـ4. موانع خارجي نظام سياسي، ‌مانند هر پديده‌اي ديگر، براي تحقق اهداف خود نيازمند آن است كه بر موانع خارجي فايق آيد. موانع خارجي نظام سياسي را در يك نگاه كلي مي‌توان به شش دسته تقسيم نمود:

 الف. موانع انديشه‌اي (جهان‌بيني‌ها و نظام‌هاي ارزشي مخالف، مهاجم).

ب. موانع فرهنگي (فرهنگ‌هاي متفاوت، مخالف، مهاجم).

ج. موانع سياسي (اهداف، رويكردها، روش‌ها و رفتارهاي سياسي مخالف، مهاجم).

د. موانع اقتصادي (حصر، بايكوت اقتصادي و...).

هـ . موانع نظامي (حمله، ‌تهديد نظامي). و. موانع مربوط به قوانين و مقررات (قوانين، مقررات، كنوانسيون‌هاي مخالف).

 با توجه به آنچه گفته شد و نيز مقايسه وضع كشور در بخش‌هاي مختلف با قبل از انقلاب و نيز كشورهاي ديگر و امكانات آنها، مي‌توان به دست آورد كه آيا اين نظام اسلامي موفق بوده است يا نه. اين امر مورد قبول است كه در نظام جمهوري اسلامي نيز مثل همه نظام‌ها مشكل‌هايي است و كمبودهايي به چشم مي‌خورد كه بايد آنها را با توجه به مقدار امكانات و حجم موانع موجود بر سر راه اين نظام مورد ارزيابي قرار داد.

معرفي منابع جهت مطالعه بيشتر: براي تحقيق بيشتر خصوص لازم است به گزارش‌هايي كه به طور مستمر از سوي ارگانهاي مختلف نظام خصوصاً در ايام الله دهه فجر در هر سال منتشر مي‌شود، مراجعه و روند توسعه كشور بررسي شود.

----------------------------------------------------------

منابع و پی نوشت ها:

[1] . Effectiveness . [2] . اين بحث از اول نيز مطرح بود و حتي پيش از انقلاب نيز اين موضوع جزء بحث‌هاي ما در زندان با ديگر گروه‌هاي سياسي بود... بعدها فضاي سياسي كشور به گونه‌اي شد كه امكان پيروزي انقلاب مي‌رفت، لذا اين بحث كاملاً جدي مطرح شد... پس از پيروزي انقلاب نيز از همان اول اين بحث شروع شد... در يكي دو سال نخست، بحث خيلي جدي بود، ولي كم كم گروه‌هاي مخالف حاكميت اسلامي از صحنه كنار رفتند و ديگر اين بحث در ميان خود ما به طور جدي وجود نداشته است و تنها در محافل مخالفان جمهوري اسلامي اين بحث‌ها مطرح بود و مخصوصاً در خارج كتابهايي نيز در اين باره منتشرشده است. ولي در يكي دو سال اخير، دوباره اين بحث دارد خودش را نشان مي‌دهد؛ (كارآمدي نظام جمهوري اسلامي ايران، گفت و گو با هاشمي رفسنجاني، نشريه حكومت اسلامي، شماره 14، زمستان 78، ‌ص 31). [3] . صحيفه امام، ج 18، ص 27، 80 و 308؛ همچنين صحيفة امام، ج 19، ص 35، 257، 302 و 365، و نيز وصيت نامة حضرت امام (ره). [4] . اين اصطلاح بيشتر در سه قلمرو مديريت، اقتصاد و سياست كاربرد دارد. در فرهنگ علوم سياسي اين اصطلاح به اثربخشي، تأثير، توانايي، ‌نفوذ، كفايت، قابليت و لياقت معنا شده است. در تعريفي ديگر كارآمدي با كارآيي مترادف گرفته شده و اين گونه تعريف شده است: قابليت و توانايي رسيدن به هدف‌هاي تعيين شده و مشخص. سنجش مقدار كارآيي (از طريق مقايسة مقدار استاندارد با هدف يا مقدار كيفيتي كه عملاً به دست آمده صورت مي‌گيرد. مثلا توليد واقعي با توليد مورد هدف و يا زمان مصرف شده با زمان پيش بيني شده مقايسه مي‌شود. آقا بخشي، علي، ‌فرهنگ علوم سياسي، تهران، انتشارات چاپار، 1379، ص 446. در فرهنگ اقتصادي كارآمدي و كارآيي، مترادف گرفته و چنين تعريف شده است: استفاده مطلوب از منابع يا عوامل توليد يا قابليت و توانايي رسيدن به اهداف از پيش تعيين شده. گلريز، حسن، فرهنگ توصيفي لغات و اصطلاحات علوم اقتصادي، تهران، مركز آموزش بانكداري، چاپ اول، 1368. در فرهنگ توصيفي مديريت، كارآمدي به درجه و مقداري كه يك اقدام يا فعاليت به هدف پيش بيني شده نايل مي‌شود، تعريف شده است؛ فرنج، دِرك، فرهنگ توصيفي مديريت، ترجمه محمد صائبي، ‌تهران، مركز آموزش مديريت دولتي، 1371، ص 211. گاه نيز كارآمدي به «نسبت ستاده‌ها به نهاده‌ها» تعريف شده است، زاهدي، شمس السادات، فرهنگ جامع مديريت، تهران، چاپ سپهر، 1376، ص 111 ـ 112. در فرهنگ مديريت عمومي، گلدن لايز سه ويژگي براي كارآمدي مديريت ذكركرده است. الف) بايد براي برآورده ساختن اهدافي كه براي آن طراحي شده است توانا باشد. ب) بايد بتواند با تغييرات فرضي كه اوضاع و شرايط اجتماعي و توسعه و پيشرفت فني پديد آورد همگام باشد. ج) بايد در عين آن كه با سياست‌ها و برنامة كلي مطابق است، تقاضاهاي خاص هر يك از اجزاء گوناگون را روا سازد. DICTIONARY OF PUBLIC ADMINSTRATION, Ed; Gayon Raj, Valosta state university, U. S. A. 1998. p. 110) [5] . امكانات در اين تعريف اعم از ظرفيت، استعدادها، ابزار و وسايل و منابع مادي و غيرمادي است. [6] . مراد از پديده در اين جا هر نوع وسيله، دستگاه، سيستم (نظام)، روش و... است. [7] . Goal - attainment theory. [8] . Replacement . [9] .Deployment . [10] . First fixation . [11] . Transriton . [12] . Stabilization . [13] . قانون اساسي، مشروعيت و كارآمدي، عصر ما، شماره 202. [14] . براي آگاهي بيشتر در باب ارزش ر.ك: مصباح، مجتبي، فلسفه اخلاق، ص 39، نيز ر.ك: جمعي از نويسندگان، درآمدي بر مباني انديشه اسلامي، ص37. [15] . Material Values . [16] . Numinous Values . [17] . Utilitarnism . [18] . براي آگاهي بيشتر ر.ك: آربلاستر، آنتوني، ليبراليسم غرب، ترجمه عباس مخبر، ص 81، 281، 284؛ همچنين بنگريد به: لاريجاني، محمد جواد، تدين، حكومت و توسعه، ص 221. [19] . مرتضوي، سيد ضياء، كارآمدي نظام جمهوري اسلامي ايران، حكومت اسلامي، شماره 14، ص 10. [20] . اي كساني كه ايمان آورده‌ايد، دشمن من و دشمن خودتان را ولي و هم جبهه خود مگيريد كه پيام دوستي به آنها بفرستيد. (ممتحنه/1) [21] . لاريجاني، ‌محمد جواد، حكومت، مباحثي درمشروعيت و كارآمدي، ص ر. (مقدمه). [22] . براي آگاهي بيشتر ر.ك: رفيع پور، فرامرز، توسعه و تضاد، ص 159 ـ 223.



      نویسنده:  دوستدار انقلاب       |      مطالب مرتبط     |    لینک ثابت     |         |
مقاله/ آزادي‌ مطبوعات‌ بعد از انقلاب‌
 9:51   |  دوشنبه چهاردهم بهمن 1387   |   موضوع:

مقالات انقلابی

در هر كشوري‌ يكي‌ از شاخاهاي‌ توسعه‌ را رشد مطبوعات‌ مستقل‌، آزاد و كثرت‌گرا مي‌دانند. هرچند پديده‌ مطبوعات‌ مستقل‌ و كثرت‌گرا محصول‌ غرب‌ است‌، اما اين‌ الگو در ممالك‌ شرقي‌ نيز مورد توجه‌ قرار گرفت‌. ورود مطبوعات‌ به‌ كشورهاي‌ جهان‌ سوم‌ و از جمله‌ ايران‌ همزمان‌ بود با افول‌ مطبوعات‌ استبدادي‌ غرب‌ و آغاز و پيدايش‌ مطبوعات‌ آزادي‌گرا و روزنامه‌هاي‌ تجاري‌ و خبري‌. اولين‌ روزنامه‌هاي‌ شكل‌ گرفته‌ در ايران‌ مشي‌ استبدادي‌ داشتند چرا كه‌ صنعت‌ چاپ‌ و مسائل‌ مربوط‌ به‌ آن‌ زماني‌ به‌ صحنه‌ ايران‌ آمدند كه‌ ايران‌ هنوز تحت‌ حاكميت‌ پادشاهان‌ خودكامه‌ و اقتدارگرا قرار داشت‌. در نتيجه‌ طبيعي‌ بود كه‌ مطبوعات‌ تحت‌ كنترل‌ قدرت‌ دولت‌ و در جهت‌ حفظ‌ منافع‌ طبقه‌ حاكم‌ باشد. لذا تعجبي‌ ندارد كه‌ نخستين‌ روزنامه‌ها در ايران‌ روزنامه‌هايي‌ بودند كه‌ پشتيبان‌ سياست‌هاي‌ حاكم‌ و در خدمت‌ قدرت‌ دولت‌ بودند.

با انقلاب‌ مشروطه‌ و نهضت‌ آزاديخواهي‌، مردم‌ ايران‌ خواستار اصلاحات‌ عميق‌ سياسي‌،فرهنگي‌ و... شدند كه‌ يكي‌ از پيامدهاي‌ اين‌ نهضت‌، تبلور مطبوعات‌ مردمي‌،كثرت‌گرا و طرفداران‌ قانون‌ بود. با پشت‌ سر گذاشتن‌ حكومت‌هاي‌ وابسته‌ به‌ استعمار و امپرياليسم‌ قاجار و پهلوي‌، به‌ انقلاب‌ سال‌ 1357 مي‌رسيم‌.در مدت‌ اين‌ 142 سال‌ روزنامه‌نگاري‌ كشور ما تابع‌ روزنامه‌نگاري‌ غرب‌ بود و آن‌ را تجربه‌ كرد. اين‌ مقاله‌ سعي‌ دارد تا با تحليل‌ تاريخي‌ آزادي‌ مطبوعات‌ در بعد از انقلاب‌ اسلامي‌ فرازها و فرودهاي‌ آن‌ را در طول‌ 26 سال‌ در معرض‌ ديد افكار عمومي‌ قرار دهد.

1. مطبوعات‌ در دوره‌ بهار آزادي‌

در بهار آزادي‌ سال‌ 57 كه‌ تمام‌ اركان‌ رژيم‌ سلطنتي‌ پهلوي‌ از هم‌ گسست‌،تيغ‌ سانسور نيز برندگي‌ خود را از دست‌ داد و به‌ دنبال‌ آن‌ شاهد حضور نشريات‌ متعدد با مضامين‌ مختلف‌ سياسي‌،اجتماعي‌ و... بوديم‌ كه‌ اغلب‌ آنها يا صاحب‌ امتياز و مديرمسوول‌ نداشتند و يا حتي‌ بعضي‌ از آنها تاريخ‌ انتشار هم‌ نداشتند و از روزانه‌ گرفته‌ تا هفته‌يي‌ يكبار، دو هفته‌ يكبار و چند ماه‌ يكبار و سالي‌ يكبار متغيير بود.

براساس‌ يك‌ گزارش‌ مستند تنها در 5 ماهه‌ اول‌ انقلاب‌ تعداد 67 عنوان‌ روزنامه‌ يوميه‌، هفتگي‌ و ماهانه‌ در تهران‌ و شهرستان‌ها منتشر شد. با استقرار نظام‌ اسلامي‌، تمام‌ بنيان‌هاي‌ وابستگي‌ فرو ريخت‌ و همگان‌، از جمله‌ روزنامه‌نگاران‌،فرصت‌ يافتند دوران‌ جديدي‌ را تجربه‌ كنند. گفتني‌ است‌ كه‌ بيش‌ از 1200 نشريه‌ كه‌ از اولين‌ ماه‌هاي‌ پيروزي‌ انقلاب‌ تا پايان‌ 6 ماهه‌ اول‌ سال‌ 64 منتشر مي‌شدند نزديك‌ به‌ 800 نشريه‌ به‌ علل‌ گوناگون‌ تعطيل‌ يا توقيف‌ شدند. يكبار در مرداد سال‌ 58 قريب‌ به‌ 22 روزنامه‌ و مجله‌ توقيف‌ شدند كه‌ تعدادي‌ از اين‌ نشريات‌ مربوط‌ به‌ سازمان‌ها و احزاب‌ سياسي‌ بودند. اسامي‌ برخي‌ نشريات‌ به‌ شرح‌ زير است‌: پيكار، كار، مردم‌، جوان‌، كارگر، بهلول‌، حاجي‌بابا، اميد ايران‌، تهران‌ مصور، يولداش‌، تهران‌، آزاد، آزادي‌،گزارش‌ روز و...

توقيف‌ يكباره‌ مطبوعات‌ در اين‌ سال‌ها به‌ دليل‌ التهاب‌ها، بحران‌ها و تنگناهاي‌ سياسي‌ كه‌ انقلاب‌ با آن‌ روبرو بود،مي‌توانست‌ اين‌ جو ملتهب‌ را آرام‌ كند. البته‌ اين‌ مساله‌ از طرفي‌ آزادي‌ مطبوعات‌ را كه‌ انقلاب‌ نويد آن‌ را داده‌ بود،مخدوش‌ ساخت‌.

در زمينه‌ سانسور مطبوعات‌ در ابتداي‌ انقلاب‌ محسنيان‌راد مي‌نويسد: 142 سال‌ مطبوعات‌ زير سلطه‌ سانسور،فرزنداني‌ خواهد داشت‌ كه‌ نخواهند آموخت‌ در شرايط‌ بدون‌ سانسور چگونه‌ عمل‌ كنند و شايد همين‌ امر باعث‌ شده‌ كه‌ هر گاه‌ شرايط‌ آزادي‌ مطبوعات‌ شكل‌ گرفته‌، مطبوعات‌ فحاش‌ متولد شده‌اند زيرا انتقاد بدون‌ فحاشي‌ و مستدل‌ و آگاه‌ كننده‌ نياز به‌ تخصا،تجربه‌، آگاهي‌ و توانايي‌هاي‌ فكري‌ مختلفي‌ دارد كه‌ براي‌ روزنامه‌نگاران‌ ما چنين‌ فرصتي‌ به‌ صورت‌ مستمر هرگز به‌ وجود نيامده‌ است‌.

به‌ نظر مي‌رسد عدم‌ آشنايي‌ با شيوه‌هاي‌ معقول‌ انتقاد و نقد سازنده‌، يكي‌ از عواملي‌ باشد كه‌ باعث‌ توقيف‌ مطبوعات‌ در اوايل‌ انقلاب‌ شد، در حالي‌ كه‌ اين‌ توقيف‌ها و پايمال‌ كردن‌ آزادي‌ بيان‌ در اين‌ دوره‌ بيشتر ناشي‌ از شرايط‌ انقلاب‌ و فضاي‌ حاكم‌ بر آن‌ زمان‌ بود.

بعد از انقلاب‌ سال‌ 57 مطبوعاتي‌ كه‌ در قبل‌ از انقلاب‌ توقيف‌ شده‌ بودند، دوباره‌ منتشر شدند. سال‌ 58 اوج‌ انتشار مجلات‌ تجديد چاپ‌ شده‌ بود. در اين‌ سال‌ 20 روزنامه‌ و نشريه‌ كه‌ قبلا منتشر مي‌شدند دوباره‌ قدم‌ به‌ عرصه‌ مطبوعات‌ گذاشتند اين‌ در حالي‌ بود كه‌ در سال‌ 57 تنها 7 يا 8 نشريه‌ مجددا انتشار يافته‌ بودند. اكثر اين‌ نشريات‌ تا پايان‌ سال‌ 59 و اواسط‌ 60 به‌ تدريج‌ توقيف‌ يا تعطيل‌ شدند.

انقلاب‌ در حالي‌ كه‌ تنها 4 روزنامه‌ مطرح‌ در كشور وجود داشت‌، به‌ پيروزي‌ رسيد. كيهان‌ و اطلاعات‌ كه‌ به‌ ترتيب‌ به‌ مصباح‌زاده‌ و مسعودي‌ تعلق‌ داشتند، بعد از انقلاب‌ تحت‌ نظارت‌ رهبري‌ درآمدند. رستاخير منحل‌ و آيندگان‌ هم‌ بعد از مدتي‌ تعطيل‌ شد كه‌ بعدها روزنامه‌هاي‌ صبح‌ آزادگان‌ و ابرار و بشير و جهان‌ اسلام‌ در آنها به‌ فعاليت‌ پرداختند. سال‌ 58 الي‌ 60 عرصه‌ فعاليت‌ مطبوعات‌ كشور شاهد حضور نشريات‌ افراد مسوول‌ در نظام‌ مانند نشريه‌ انقلاب‌ اسلامي‌ متعلق‌ به‌ بني‌صدر و نشريه‌ ميزان‌ و ديگر نشريات‌ گروه‌هاي‌ سياسي‌ موجود در جامعه‌ بود.

از ويژگي‌هاي‌ عام‌ مطبوعات‌ در اين‌ دوره‌ مي‌توان‌ حذف‌ عملي‌ نظام‌ امتيازدهي‌ نشريات‌ بود. اين‌ در حالي‌ بود كه‌ شوراي‌ نگهبان‌ در سال‌ 58 درباره‌ مطبوعات‌، قانوني‌ را به‌ تصويب‌ رسانده‌ بود كه‌ عملا اين‌ قانون‌ اجرا نمي‌شد و همانطور كه‌ قبلا گفته‌ شد نشريات‌ متعددي‌ بدون‌ مجوز و امتياز منتشر مي‌شدند. در اين‌ دوره‌ ما شاهد بوديم‌ كه‌ مطبوعات‌ دولتي‌ يا شبه‌ دولتي‌ چون‌ كيهان‌ و اطلاعات‌ از تيراژ بالايي‌ برخوردار بودند و به‌ دليل‌ فضاي‌ خاص‌ اين‌ دوره‌ نقش‌ بسيار فعالي‌ را ايفا كردند و در زماني‌ كه‌ 48 درصد مردم‌ بي‌سواد بودند و جمعيت‌ كشور نصف‌ جمعيت‌ امروز بود و آموزش‌ عالي‌ نيز در سطح‌ پايين‌ قرار داشت‌ روزنامه‌يي‌ چون‌ كيهان‌ به‌ تيراژ نيم‌ ميليوني‌ رسيد. كه‌ حتي‌ به‌ استناد بعضي‌ مدارك‌، روزنامه‌ كيهان‌ در اوج‌ انقلاب‌ به‌ تيراژ يك‌ ميليوني‌ نيز رسيده‌ بود كه‌ اين‌ مساله‌ برآيند پيروزي‌ انقلاب‌ و فضاي‌ سياسي‌ حاكم‌ بود.

در اين‌ دوره‌ مطبوعات‌ فاقد استانداردهاي‌ حرفه‌يي‌ بودند و اندك‌ مطبوعاتي‌ كه‌ قواعد حرفه‌يي‌ تا حدودي‌ در آنها رعايت‌ مي‌شد به‌ جريان‌ لاييك‌ تعلق‌ داشت‌. همچنين‌ در اين‌ دوره‌ رژيم‌ حقوقي‌ خاصي‌ به‌ اجرا گذارده‌ نمي‌شد يعني‌ مي‌توان‌ گفت‌ اساسا دادگستري‌ وارد حوزه‌ مطبوعات‌ نمي‌شد و كار رسيدگي‌ در شعب‌ عادي‌ صورت‌ مي‌پذيرفت‌.

شايان‌ ذكر است‌ كه‌ در اين‌ دوره‌ به‌ دليل‌ اهميت‌ مطبوعات‌ و فقدان‌ ساختارهاي‌ حقوقي‌ لازم‌ از يكسو و شكل‌گيري‌ انواع‌ توطئه‌هاي‌ شيطاني‌ از سوي‌ ديگر اجازه‌ نمي‌داد به‌ انتظار تدوين‌ قانون‌ و تشكيل‌ قوه‌ مقننه‌ نشست‌. از اين‌ رو تنها شش‌ ماه‌ پس‌ از پيروزي‌ انقلاب‌ در تاريخ‌ بيستم‌ مردادماه‌ 58، نخستين‌ مقررات‌ مطبوعاتي‌ در نظام‌ جديد به‌ تصويب‌ شوراي‌ انقلاب‌ رسيد. با نگاهي‌ به‌ اين‌ لايحه‌، تاثير شرايط‌ انقلاب‌ و همچنين‌ شتابزدگي‌ در تدوين‌ آن‌ بخوبي‌ مشهود است‌ كه‌ از جمله‌ مي‌توان‌ به‌ ممنوعيت‌ مقامات‌ رژيم‌ پيشين‌ از انتشار نشريه‌، تكميل‌ اعضاي‌ هيات‌ نظارت‌ بر مطبوعات‌، جرم‌ شناختن‌ سانسور و تعيين‌ مجازات‌ براي‌ آن‌ و به‌ رسميت‌ شناختن‌ انجمن‌هاي‌ صنفي‌ روزنامه‌نگاري‌ و بالاخره‌ توجه‌ به‌ هيات‌ منصفه‌ و نحوه‌ انتخاب‌ آن‌ براي‌ حضور در دادرسي‌هاي‌ مطبوعاتي‌ از ويژگي‌هاي‌ آن‌ مصوبه‌ است‌. گرچه‌ اين‌ لايحه‌ برخي‌ از اصول‌ آزادي‌ مطبوعات‌ را در خود آورده‌ است‌، اما به‌ دليل‌ روشن‌ نبودن‌ جايگاه‌ مطبوعات‌ در جامعه‌ و مبهم‌ بودن‌ چگونگي‌ طرح‌ مسائل‌ اجتماعي‌ و سياسي‌ و اقتصادي‌ و غيره‌ از يكسو و نبودن‌ شخصيت‌ حقوقي‌ مدافع‌ خبرنگاران‌ و روزنامه‌نگاران‌ و نداشتن‌ جايگاه‌ مناسب‌ روزنامه‌نگاري‌ و نبود نظام‌ مطبوعاتي‌ در جامعه‌ و بين‌ مردم‌ از ديگر سو باعث‌ ايجاد ديدگاه‌هاي‌ سليقه‌يي‌ در پاره‌يي‌ موارد و برخوردهاي‌ تنگ‌نظرانه‌ با مقوله‌ مطبوعات‌ و آزادي‌ آنها گرديد كه‌ نهايتا به‌ سانسور و توقيف‌ منجر شد.

2. مطبوعات‌ در دوران‌ 8 سال‌ دفاع‌ مقدس‌

از پاييز 59 تا تابستان‌ 67 در اين‌ دوره‌ به‌ دليل‌ شرايط‌ ويژه‌ جنگ‌ عراق‌ عليه‌ ايران‌، روند محدوديت‌هاي‌ مطبوعاتي‌،شدت‌ بيشتري‌ يافت‌. در مهرماه‌ و سپس‌ اسفندماه‌ سال‌ 1359 تعدادي‌ نشريات‌ سازمان‌هاي‌ سياسي‌ و چند روزنامه‌ تعطيل‌ شدند. به‌ دنبال‌ آن‌،وزارت‌ ارشاد در فروردين‌ 1360،براساس‌ اطلاعيه‌يي‌ مديران‌ مطبوعات‌ را به‌ تجديد اجازه‌ انتشار آنها ملزم‌ كرد. در 16 خرداد 60 نيز به‌ توصيه‌ شوراي‌ ميانجيگري‌ مطبوعات‌ و حكم‌ دادستاني‌ انقلاب‌ 6 روزنامه‌ و نشريه‌ هفتگي‌ وابسته‌ به‌ گروه‌هاي‌ مخالف‌ تعطيل‌ شدند و بر همين‌ اساس‌ در اواخر بهار 1360، تعداد نشريات‌ به‌ 62 عنوان‌ كاهش‌ پيدا كرد. از آن‌ پس‌ در تهران‌ چهار روزنامه‌ روزانه‌ فارسي‌ شامل‌ دو روزنامه‌ عصرأ اطلاعات‌ و كيهان‌ و دو روزنامه‌ صبح‌أ جمهوري‌ اسلامي‌ و صبح‌ آزادگان‌ به‌ انتشار خود ادامه‌ دادند. در اين‌ زمان‌ در كنار روزنامه‌هاي‌ روزانه‌،فقط‌ 8 نشريه‌ هفتگي‌ شامل‌ سروش‌، جوانان‌ امروز، اطلاعات‌ هفتگي‌ و راه‌ زينب‌ و زن‌ روز و همچنين‌ امت‌،اتحاد و اتحاد مردم‌ منتشر مي‌شدند كه‌ سه‌ نشريه‌ اخير هم‌ چند ماه‌ بعد تعطيل‌ گرديدند. از آن‌ پس‌ شاهد كاهش‌ تيراژ روزنامه‌ بوديم‌ بطوري‌ كه‌ تيراژ روزنامه‌هاي‌ اطلاعات‌ و كيهان‌، كه‌ پس‌ از پيروزي‌ انقلاب‌ هر كدام‌ مدتي‌ بيش‌ از يك‌ ميليون‌ نسخه‌، به‌ چاپ‌ مي‌رساندند، به‌ يك‌ پنجم‌ و حتي‌ كمتر از آن‌ تقليل‌ پيدا كرد.

البته‌ بايد يادآوري‌ كرد كه‌ تشديد محدوديت‌هاي‌ مطبوعاتي‌ در اين‌ دوره‌ بيشتر تحت‌ تاثير رقابت‌ها و مخاصمات‌ سياسي‌ گروه‌هاي‌ خواستار قدرت‌ و مخصوصا برخوردهاي‌ خشونت‌آميز و ترور دسته‌جمعي‌ رهبران‌ سياسي‌ و مذهبي‌ در تابستان‌ 1360 صورت‌ گرفت‌ و جنگ‌ عراق‌ عليه‌ ايران‌ بر ادامه‌ آن‌ تاثير گذاشت‌.

-----------------------------------------------------

منبع: روزنامه اعتماد 3/6/1382



      نویسنده:  دوستدار انقلاب       |      مطالب مرتبط     |    لینک ثابت     |         |
سخنان/ فجر صادق انقلاب
 18:7   |  شنبه پنجم بهمن 1387   |   موضوع: سخنان انقلابی

فجر صادق انقلاب

فاصله شب تاریك حكومت طاغوت، تا صبح روشن فجر صادق انقلاب، ده روز خدایى بود، شبهایش همه شب قدر، آرى ... " دهه فجر"

پس از آن ده روز، سپیده روشن" جمهورى اسلامى" دمید.

" كلمه‏الله‏" بر فراز زمان جاى گرفت و آن روز بزرگ، یكى دیگراز "ایام الله‏" ماندگار تاریخ شد.

كاخ‏هایى كه به قیمت ویرانى كوخ‏ها برپا شده بود، به دست كوخ ‏نشینان سقوط كرد و محشرى عظیم از اراده مومنان مصمم و مشیت ‏تحول آفرین خدا پدید آمد. دیو گریخته بود كه فرشته در آمد.

امام، در پیام خدایى‏اش و با دم مسیحایى‏اش در شهیدآباد " بهشت‏زهرا" ، در" صور انقلاب‏" دمید و مردم را در عرصات حق و محشر نهضت، جان بخشید.

آن ده روز فجر آفرین، از ده قرن هم پربارتر بود و 22 بهمن، اوج آن موج‏هاى خونین و موج آن شطهاى خروشان بود.

بارى... " صبح صادق‏" انقلاب بود و فجر ایمان از مشرق مكتب ‏سرزده بود كه به " نماز عشق‏" ایستادیم. با وضویى از خون ‏دهها هزار شهید، برسجاده صدق نشستیم و پیشانى اخلاص بر مهر تعبد نهادیم و دل به "ولایت" سپردیم.

همین كه خواستیم ذكر استقلال و آزادى بر" زبان انقلاب" جارى ‏كنیم، شیاطین سربرداشتند و تیغ كینه بركشیدند و بذر فتنه ‏كاشتند. " ناكثین" ، سوار بر "جمل قدرت طلبى‏" ، در بصره  ‏بى‏بصرى فتنه به پا كردند. " قاسطین‏" ، دیگر بار " صفین‏" را پدید آوردند و صف حق و باطل برابر هم ایستاد و "مارقین‏" نیز در " نهروان خیانت‏" از پشت‏ خنجر زدند. بازرگانان، تهی دست ازبازار برگشتند و كالاى "آزادى‏" شان قلابى از آب در آمد و روى‏ دستشان باد كرد. شیادان و مزدورانى كه سنگ " توده" و "خلق‏" را به سینه مى‏زدند،  به دست همان توده و خلق، سنگسار شدند ونفاقشان علنى و مشتشان باز شد.

در این همه سال كه برما گذشته است، " فجر پیروزى‏" با " شب‏كین توزى‏" درگیربوده و حق و باطل، هنوز هم به نوعى دیگر دربرابرهم صف آراسته‏اند. در این سالهاى پرفراز و نشیب، با همه‏ وجود، غربت‏ حسین(ع) و مظلومیت على(ع) را حس كردیم و میدان احد ومعركه صفین و صحنه كربلا بارها برایمان تكرار شد.

با نفاق و كفر جنگیدیم و احزاب مهاجم را تا آن سوى "خندق ‏پیروزى‏" عقب راندیم. پرچم شرق و غرب را از بام تزویر به زیركشیدیم. و... دراوج قدرت، از پشت‏ خنجر خوردیم و در نهایت ‏تنهایى و مظلومیت، تنها خداى یكتا دلمان را گرم و عزم ما را جزم مى‏كرد و به آینده امیدوارمان مى‏ساخت.

در تمامى این مراحل، پیر و مراد ما، همچون نوح، كشتیبان انقلاب ‏در امواج توطئه‏ها بود و با بصیرتى الهى "راه‏" مى‏نمود و براى‏"رهروان‏" از میان آن همه خطرها "معبر" مى‏گشود.

دردمندانه به سوك امام امت(ره) نشستیم و پس از آن پیر، با مولاى جدیدمان پیمان ولایت‏ بستیم، ولى دشمن، جبهه جدیدى بر ضد انقلاب گشود كه رهبر انقلاب، از آن با " شبیخون فرهنگى‏" یاد كرد.

افعى‏هاى خفته در لابه لاى جراید ومجلات، به نیش زدن و سمپاشى ‏پرداختند.

محور عملیات دراین نبرد، مدرسه‏ها، خانه‏ها، مطبوعات، فیلم‏ها، جشنواره‏ها، ماهواره و اینترنت، القائات برخى استادان دردانشگاه، نشر و پخش رمان‏هاى مبتذل وخانمان سوز، اشاعه بى‏دینى وسكولاریسم، قداست زدایى از مقدسات و توهین به باورهاى دینى این‏امت ‏بود. مى‏خواستند عناصر فرارى و مرده و فسیل شده را دوباره ‏زنده كنند و ابوسفیان‏هاى كینه ‏توز را به صحنه آورند.

حادثه‏هاى تلخى داشتیم. و فراز و فرودهاى شگفت، عبرت آموز وروشنگر بر این امت ‏شهید داده گذاشت.

اینك، ماییم و "انقلاب اسلامى‏" ، كه یادگار امام راحل است.

ماییم و رهبرى كه درخروش و خلوص و درایت و صلابت، "خلف‏ صالح" امام امت است.

ماییم و نسلى پویا، كه هم "آماج فتنه‏ها" ست و هم " ذخیره‏انقلاب."

ماییم و یك جهان دشمن، كه در قالب " نظامهاى استكبارى‏" شكل ‏گرفته است.

ماییم و یك جهان دوست، كه در مبارزات ضد استكبارى و حق طبانه‏ ملتهاى مظلوم، متجلى است و همه چشم به "ام القرى ایران‏" دوخته‏اند و تشنه معارف ناب مكتب اهل‏بیت علیهم السلام اند.

ماییم و جنگ فرهنگها در عصرحاضر و تلاش گسترده " وهابیت‏آمریكایى" بر ضد "اسلام ناب محمدى‏" .

ماییم و جبهه‏هاى متعدد گشوده در برابر انقلاب، در ابعاد سیاسى، نظامى، فرهنگى و اقتصادى، كه این مرحله، بیش از گذشته،"بصیرت" و "هوشیارى" و "آمادگى‏" و "پیام رسانى‏" و" تبیین‏" مى‏طلبد.

ما امروز هم، گرفتار مشكل "صدا" درجهان شلوغى هستیم كه ‏دروغهاى نشسته برامواج صوتى و تصویرى، عرصه را بر تابش و جلوه‏ حق، تنگ ساخته است.

چشم و گوش انقلاب، باید بسیار تیزبین‏تر و حساس‏تر باشد، تا هم‏ فتنه‏ها را در قالب‏هاى جدیدش بشناسد و هم دروغ‏ها، تحریف‏ها، شایعات و غوغا افكنى‏ها و فتنه‏انگیزى‏ها، فرزندان انقلاب و نسل دوم‏ جمهورى اسلامى را از "جلوه ناب دین‏" غافل نسازد.

اگر ما پیمان نشكنیم و عوض نشویم، نه بیم شكست انقلاب هست، نه ‏خوف سست ‏شدن بنیان‏هاى آن.

رسالت رساندن این نهضت ‏به "عصرحضور" و سپردن آن به دست‏"خورشید عصر غیبت" ، بر دوش ماست.

جبهه انقلاب و پیمان بستگان با آرمان دهه فجر، باید بیش ازاین " تلاش و تحرك و همبستگى نشان دهند."

نویسنده : جواد محدثى



      نویسنده:  دوستدار انقلاب       |      مطالب مرتبط     |    لینک ثابت     |         |

 

کلیه حقوق مادی و معنوی این وبلاگ برای مدیر آن محفوظ است.